قدم به قدم
دوم مهر برای اولین بار رو چهاردست وپا راه رفتی -گاگله کردی - بعد ازچند وقت خزیدن و عقب عقب رفتن البته ! آبانماه دستت را به چیزی میگرفتی و می ایستادی همه می گفتند تا یکماه دیگر را ه می افتی اما آن مریضی لعنتی ... دیگر پاهایت جان نداشت تا همین چند وقت پیش که دوباره ایستادی و امروز اولین گامهایت را بدون کمک بدون واکر برداشتی دو قدم وبعد هم تالاپ افتادی ... اشتیاقت برای ایستادن وراه رفتن وتلاش بی انتهایت برای دوباره سرپا شدن بعد از یک میلیون بار زمین خوردن برای من بیش از هرچیز جالب و شگفت انگیز است !!! کاش یادت بماند دخترکم برای همیشه زندگیت اینگونه تلاش کردنت و ناامید نشدنت .... قدمهایت استوار پرنسسم ...




